
قبل از انتخابات ریاست جمهوی زمانی که با اقوام و دوستانی که می خواستند به موسوی رای بدهند
صحبت می کردم یکی از مواردی که اشاره می کردم در نقد آقای موسوی ورود بد وی در عرصه انتخابات بود وی که تندروی را دستور کار خود قرار داده بود اتاق فکر خود را نیز به افراد تند رو حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اختصاص داده بود افرادی که حتی خاتمی در مواقعی حاضر نبود با آنها همکاری کند و تا مرز عبور از خاتمی نیز در دورانی پیش رفتند .افرادی مثل تاج زاده ،رمضان زاده،کولایی ،آرمین ،حجاریان و ...حقیقتا همچو افرادی که دشمنی خود را بارها و بارها در مواضع خود نشان داده بودن در کنار یک کاندیدای ریاست جمهوری آدم را نگران می کرد.
تئوریسین های موسوی که قبل از انتخابات متوجه می شوند کاندیدای آنها رای نخواهد آورد. شروع به نوشتن سناریوی جدیدی کردند که همراه با رسانه های خود در خارج کشور ! صحت انتخابات را زیر سئوال برند . به نظر من این سناریو در آخرین ساعات روز رای گیری و با مصاحبه مطبوعاتی میرحسین که اشاره می کند که قطعا پیروز انتخابات است شروع میشود . اتفاقات این چندروز و موضع گیریها افراد سیاسی کشور باعث شد خیلی چیزها روشن شود.
آنهایی که هر روز در صحن مجلس و روزنامه ها ی خود دولت را به بی قانونی متهم می کردند. امروز در مقابل بی قانونیها و گستاخیها روزه سکوت گرفتند .آنهایی که با همان قانون در وزارت کشور ثبت نام و مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفتند امروز در بیانیه های خود شورای نگهبان و وزارت کشور را به یک طرفه قضاوت کردن و تقلب متهم می کنند.
به هر حال انتخابات تمام شد و به حمد خدا این درگیریها در خیابانها نیز پایان یافت و نظام جمهوری اسلامی و مردم فهیم کشورمان یکی دیگر از امتحانات و بحرانها خود را پشت سر گذاشت اما آنچه می ماند و تاریخ خواهد نوشت چهره منافق گونه افرادی است که تا قبل از نام نویسی در انتخابات خود را پیرو قانون و ولایت فقیه می خواندند. و بعد از نتایج انتخابات همه را انکار می کنند.
این هم گذشت...
اما سخنی با موسوی
جناب موسوی.تبعیت نکردن شما در نتایج و بی قانونی شما میان برخی از مردم تفرقه انداخت و در تفرقه هیچ کس جز دشمنان سود نمی برد
اما میر حسین چشمت روشن! که بعد از سی سال از انقلاب امروز پسر شاه اعلام میکند که با شما به تقاطع مشترک رسیده است. چه کرده ای که با رضا پهلوی پسر شاه به نقطه اشتراک رسیده ای؟ جز این که دل دوستداران انقلاب را خون و دل دشمن را شاد کردی.آقای موسوی راه را اشتباه رفتی .
یا حق اللهم عجل لولیک الفرج
خدا را شکاریم که رئیس جمهور کشورمان دیشب مقابل چشم همه گان فریاد محرومان را سر داد و آن
تابویی که از برخی افراد در کشور ایجاد شده بود شکسته شد.
آری باید شناخت افرادی که به اسم دین با مرفه این نشست برخواست می کنند و ضربه می زنند.
................................................................
این روزها هم گرفتار درسم هم ستاد دکتر.
به روزیم و در خدمت روایت
یا حق اللهم عجل لولیک الفرج
شعارهای این روز های برخی کاندیدا ها مانند رسانه های بیگانه است که ابتدا با بزرگ نمایی یک مشکل که میان مردم رایج است برای جذب مخاطب شروع و سپس به دروغ گویی و تشویش می پردازد .واضح که هر دولتی که سر کار آید ایراداتی نیز دارد.اما با نگاهی به سخنان رهبری و انتقاد های این روزهای برخی کاندیدها در زمینه های ،حمایت نکردن از نخبگان، رکود کشور در این مدت و ...به کذب بودن ادعای برخی کاندیدها پی میبریم.
بيانات رهبر انقلاب در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز (۱۴ اردیبهشت۸۷)![]()
* گفته شد در مورد حمايت از نخبگان، كمكارى صورت ميگيرد. بايد توجه داشته باشيد كه در همهكار، از جمله در اين كار، ساز و كار تشكيلاتى و ادارى نقش مهمى دارد. اين نه به معناى گم شدن در هفت توى بوروكراسى و ديوانسالارى است، بلكه به معناى بودن تشكيلات، بودن مسئول و وجود يك مركز فكر است؛ و اين به نظر ما در يكى دو سال اخير به بهترين وجهى انجام گرفته است. يعنى در سطح معاونت رئيسجمهور، يك دانشگاهىِ برجسته را گذاشتهاند و آنطورى كه من گزارش دارم و تا حدود زيادى اطلاع دارم، كارهاى خوبى دارد انجام ميگيرد.
* همهى كسانى كه به نحوى از انقلاب يا از هدفهاى انقلاب متضرر ميشدند، اينها جلوى انقلاب ايستادند. از امنيت يك عدهاى متضرر ميشوند، از عدالت يك عدهاى متضرر ميشوند، از نفى حاكميت طاغوت يك عدهاى متضرر ميشوند، از نفى سلطهى بيگانه يك جماعتى متضرر ميشوند، از نفى استبداد يك عدهاى متضرر ميشوند. اينها را شما ميدانيد؛ توضيح لازم ندارد. كىها از عدالت يا از استقلال يا از آزادى و امثال اينها متضرر ميشوند؟ اينها همه در مقابل انقلاب صف كشيدهاند. تا الان هم اين صفكشى ادامه دارد
* امروز بدون ترديد همهى آن صفآرائىهائى كه روز اول عليه اين انقلاب بود، وجود دارد؛ بعضى شكل عوض كرده، بعضى صفآرائىها هم بمرور زمان اضافه شده است
* آمريكا با همهى توان خودش امروز در مقابل ملت ايران ايستاده است. اين همهى توان آمريكاست؛ توان تبليغاتى، توان سياسى، توان اقتصادى، نفوذ بينالمللى
* ما امروز از بيست سال قبل، از سى سال قبل خيلى جلوتريم، تجربهمان بيشتر است، مديريتهايمان قويتر است، توانائىهاى علمى ما بمراتب جلوتر است، قدرت تحرك اقتصادىمان بمراتب از آن روز بيشتر است، تصورات ما از پيشرفت نسبت به آن روزها خيلى بهتر است
* در دههى اول، پيشرفت را بسيارى از انقلابيون در الگوى چپ؛ چپ دههى شصت، يعنى الگوى گرايشمند به سوسياليسم ميديدند. هر كس هم مخالفت ميكرد، يك تهمتى، لكهاى، چيزى متوجهش ميكردند. يك عدهاى از مسئولين، دستاندركاران، فعالين عرصهى كار در جمهورى اسلامى، نگاهشان نگاه حاكميت دولت و مالكيت دولت بود؛ خوب، اين نگاه، نگاه غلطى بود. نگاه به پيشرفت كشور از زاويهى ديد تفكر شرقىِ سوسياليستىِ چپ محسوب ميشد؛ اين غلط بود. البته غلط بودن اين خيلى زود فهميده شد، حتّى آن كسانى كه آن روز مروج همين ديدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به يك تفريط حالا تبديل شد.
يك برههاى از زمان نگاه، نگاه به پيشرفت نگاه غربى بود؛ يعنى همان راهى كه فلان كشور - مثلاً كرهى جنوبى به طور مثال كه مقلد و تابع آمريكاست يا تابع بلوك غرب است - رفتند، اينها هم بايد بروند؛ تصورشان اين بود. خودشان را در حدِ انگليس و فرانسه و آلمان هم نميديدند؛ در حد همين كشورهائى مثل كرهى جنوبى ميديدند. اين هم رد شد. امروز در ذهن و فكر مسئولان و به صورت يك گفتمان عمومى در ذهن نخبگان و فرزانگان، نقشهى پيشرفت غربى كشور ردشده است؛ غلط از آب درآمده است. علتش هم اين است كه انتقاد از نقشهى پيشرفت به شيوهى غربى، امروز مخصوص ملتهاى شرق نيست، مخصوص ما نيست؛ خودِ انديشمندان غربى، خودِ فرزانگان غربى، زبان به انتقاد گشودهاند؛ هم در زمينههاى اقتصادى، هم در زمينههاى اخلاقى، هم در زمينههاى سياسى. همان چيزى كه به آن افتخار ميكردند به عنوان ليبرال دموكراسى، امروز مورد انتقاد است؛ پس اين هم نقشهى پيشرفت نيست
بيانات رهبر انقلاب در ديدار مردم و عشاير نورآباد ممسنی (۱۵ اردیبهشت ۸۷)
* شکي نيست که برخي از کوتاهيها در گذشته انجام گرفته است که امروز بايد بوسيلهي دولت خدمتگزار و پرکار، انشاءالله جبران بشود. آن چيزي که بنده را در اين مورد خرسند ميکند، همين سفرهاي استاني دولت است: رفتن به استانهاي مختلف و سرکشيِ مسئولان درجهي يک کشور به شهرستانهاي گوناگون و تماس با مردم و ديدن واقعيتها با چشم، نه در گزارش
* يکي از هدفهاي من در سفرهائي که سالهاي گذشته به استانهاي مختلف کشور ميکردم و در سفرها هم ميگفتم، همين بود که دولتمردان را به توجه هر چه بيشتر به نقاط آسيبديده و آسيبپذير و محروم در کشور متوجه کنم؛ توجه آنها را به اين نقاط جلب کنم. امروز خوشبختانه اين مقصود حاصل شده است؛ يعني يکي از برنامههاي دولت خدمتگزار همين است که همهي استانها و همهي شهرها و شهرستانها را، به طور مستقيم زير ديد قرار ميدهد
عزّت ملي هزينه دارد؛ هيچ کشوري بدون دادن هزينهي لازم، به عزت ملي، به استقلال ملي و به هويت برتر خود، دست پيدا نميکند؛ بايد هزينهاش را پرداخت. ملت ما اين هزينه را پرداخته است و باز هم خواهد پرداخت. من خطاب به اين ابرقدرتها و عمال آنها که چشمهايشان را ميبندند، واقعيات را نميبينند و دهانهاشان را باز ميکنند به تهديد کردن و عربده کشيدن، به آنها ميگويم: تهديد، ملت ايران را وادار به عقب نشيني نميکند. تهديد نميتواند ملت ما را از اين راهي که در پيش گرفته است منصرف بکند
* نظام جمهوري اسلامي امروز در عنفوان جواني و نشاط است، هر جايي که بهتر و دقيقتر به اسلام عمل کردهايم، بيشتر موفق شديم.
بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم شهرستان كازرون (۱۶ اردیبهشت ۸۷)
* من اين آيههاى يأسى را كه بعضى پى در پى تكرار ميكنند، مطلقاً قبول ندارم و آنها را انكار ميكنم. من با اطلاع از مسائل گوناگون كشور بزرگ و ملت عظيمالشّأنمان بالعيان مىبينم كه اين ملت و جوانان اين ملت با گذشت زمان و تقريباً سه دهه از آغاز پيروزى انقلاب، نسبت به مبانى انقلاب عميقتر، پختهتر و مجربتر شدهاند.
* امروز كه نگاه ميكنيم، مىبينيم نسبت به ده سال، پانزده سالِ قبل از اين، پيشرفت علمى كشور بسيار چشمنواز و چشمگير است، بعد از اين هم همين خواهد بود
بيانات رهبر انقلاب در ديدار صدها تن از نخبگان و فرهيختگان استان فارس (17 ارديبهشت87)
* چشمانداز حركت ملت ايران با اين زمينهاى كه مشاهده ميكنيد، چشمانداز بسيار روشنى است
* هرگز مثل امروز ملت ما بر سرنوشت خود حاكم نبوده
* جوانان ما، امروز احساس ميكنند كه بايستى در اين راه شتابان پيش بروند؛ بايد بدوند. هم نيروى دويدن در آنها هست، هم همت هست، هم راه روشن است؛ بنابراين بايستى پيش برويم
* به نسل جوان بيشتر اميد بدهيد. سم مهلكى است سياهنمائى و نااميدسازى و آينده را تاريك نشان دادن؛ و اين سم مهلك به وسيلهى تبليغات معارض و خصمانه، سعى ميشود در كشور پراكنده شود؛ با اين مبارزه كنيد
* همهى نشانهها مژدهى اميد به ما ميدهند؛ مژدهى پيشرفت ميدهند؛ در همهى بخشها. و اميدواريم كه انشاءاللَّه اين مژدهها در كمتر از يك نسل، تحقق پيدا كند و جوانان ما آن روزى را كه ايران اسلامى در جايگاه شايستهى خود قرار دارد، ببينند... اگر ما همت كنيم و همين تلاشى كه امروز مشاهده ميشود، و همين انگيزهاى كه امروز بحمداللَّه دلهاى جوانان ما، انديشمندان ما، مردم ما مالامال از آن هست، انشاءاللَّه ادامه پيدا كند - كه پيدا هم خواهد كرد - آن روز خيلى دور نخواهد بود
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار عمومى مردم لار (19 ارديبهشت87)
* خوشبختانه امروز علىرغم تلاش دشمنان دنياى اسلام و علىرغم تلاش دستگاههاى جاسوسى آمريكا و صهيونيستى - كه دائم مشغول فتنهانگيزى هستند - و به كورى چشم آنها، روابط دولت جمهورى اسلامى با كشورهاى منطقه - كشورهاى عربى، كشورهاى غير عربى - سالم و خوب و برادرانه است؛ و اين بايد روز به روز تقويت شود
* خدمترسانىها، در سطح كلان به وسيلهى دولت جمهورى اسلامى و نظام جمهورى اسلامى در سراسر كشور دارد انجام ميگيرد، و انشاءاللَّه روزبهروز بايستى در اين جهت پيش برويم. و علم كشور، اقتصاد كشور و همهى تلاشهاى گوناگون سياسى و اجتماعى و معنوى و اخلاقى را در اين كشور پيش ببريم. اين تنها راهى است كه اين كشور ميتواند در مقابل توطئهى استكبار بايستد
یا حق اللهم عجل لولیک الفرج
برداشت اول:
خدایا خداوندا رهبر عزیزمان را تا ظهور دولت کریمه حفظ بفرما
عصر همان روز در دانشگاه دیدمش از ارادتمندان آیت الله بهجت بود.
سلام سید علی خوبی *سلام ممنون شکر .*کلاس داری *نه *من دارم میرم خوابگاه میای شما هم
اره بریم*سید چه خبر؟*سلامتی مجتبی نمیدونم چرا امروز بیقرارم *خب بیا بریم استراحت می کنیم عصر با هم میریم یه گشتی تو ی شهر میزنیم
ساعت ۴بعد ظهر خوابیدیم..ساعت ۷ هر دو بیدار شدیم ...نگاه روی گوشیم کردم ۵تا اس ام اس آمده و هر ۵ تا خبر درگذشت آیت الله بهجت رو داده....یاخدا..باورم نمیشد...به سید علی نگفتم.....بعد از خوش بش رفت طرف تلویزیون روشن کرد شبکه ۳ امد....همان زمان داشت راجب رحلت این بزرگ برنامه پخش می کرد....یک لحظه خیره شد به تلویزیون .و بعد هم....
این بود دلیل بی قراری سید علی که برای من مانند یک استاد اخلاق است
***
بنده( حضرت آيت اللّه العظمى بهجت ـ مدّظلّه ـ .) خيال مىكنم فضيلت بكا « گریه » بر سيّد الشّهدا ـ عليه السّلام ـ بالاتر از نماز شب باشد ؛ زيرا نماز شب عمل قلبىِ صرف نيست بلكه كَالْقَلْبى است، ولى حزن و اندوه و بُكا عمل قلبى(1) است، به حدّى كه بكا و دمعه(2) از علايم قبولى نماز وتر است.
1. در روايتى از امام جواد ـ عليهالسّلام ـ آمده است: « القَصْدُ اِلى اللّهِ تَعالى بالقُلُوبِ اَبْلَغُ مِنْ اِتْعاب الجَوارِحِ بالاَعْمالِ »؛ (آهنگ خدا نمودن با دل، از خسته كردن اعضا و جوارح با اعمال [غيرقلبى] رساتر است.) بحار الانوار، ج 67، ص 60؛ ج 75، ص 363؛ كشف الغمّة، ج 2، ص 368.
2. اشك چشم.
(منبع اینجا)
برداشت دوم:
نشانه های آخر زمان از نگاه من! به راحتی به بزرگان دینی و اخلاقی توهین می شود۲-ساده زیستی برخی را دروغ یا ریا می خوانند۳- افرادی که ظاهر مذهبی دارند و دم از ارزشها می زنند .آنها را تند رو می خوانند.۴-آنهایی که پول بیشتری و یا خود را همرنگ جماعت سکولار می کنند کلاس بیشتری نیز دارند هر چند ادب را رعایت نکنند۵-اخلاق کاری در ادارات و شرکتها معنایی ندارد.
یا حق اللهم عجل لویک الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم
علی رغم اینکه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی دکتر جاسبی طی نامه ای بیطرفی خود را در انتخابات
ریاست جمهوری اعلام کرده است .اما ظواهر امر چیز دیگری را نشان میدهد.
یک روز قبل از سخنرانی موسوی در دانشگاه آزاد یزد وقتی وارد دانشگاه شدیم پارچه های بلند سبز تقریبا ۱۰ متری را مشاهده کردیم که به حمایت از موسوی به صورت عمودی از ساختمانهای دانشگاه آویزان بود.و پارچه های کوچکی نیز بر بالای تخته سیاه کلاسها ،روی دسته صندلی استاد،روی درخت های دانشگاه،دستگیره درب ها و...بسته شده بود.خلاصه احساس کردیم اینجا ستاد موسوی است و نه دانشگاه!! فضای آنروز دانشگاه طوری بود که یکی از سئوالاتی که دانشجویان از اساتید می پرسیدند این بود که استاد شما به چه کسی رای می دهید.؟
روز سخنرانی نیز اتوبوسهایی با عکسهای میر حسین در دو طرف اتوبوس از دیگر دانشگاه های یزد به دانشگاه آزاد آمدند..و کلا دانشگاه آزاد شده بود ستاد میر حسین.
هفته پیش نیزکه به دعوت سادا(سازمان اسلامی دانشجویان ایران)بزرگترین تشکل سیاسی دانشگاه آزاد به واحد تهران مرکز رفتیم پلاکاردهای به حمایت از موسوی در سطح دانشگاه زده شده بود که به نظر می رسید کل دانشجویان دانشگاه های آزادحامیان موسوی هستند.
خلاصه کلام اینکه شنیده می شود حامیان دکتر احمدی نژاد در برخی از دانشگاه های آزاد مجوز سخنرانی به انها داده نمی شود.طبیعی به نظر میرسد زیرا رقیب در ستاد خودی که سخنرانی نمی کند!
یا حق اللهم عجل لولیک الفرج
جريان اصولگرايي كه در حال حاضر در جامعه حاكم است به مثابه ديگر جريانات فكري و سياسي از تلاطم افراط و تفريط هايي كه در مقاطع گوناگون گريبانگير ديگر جريانات بوده است در امان نبوده است.
به اعتقاد بنده هر چه قدر يك حوزه تفكري داراي پشتوانه قوي و استدلال صريح و روشن و مطابق با اهداف باشد با وجود دو آسيب اساسي نقش خود را نمي تواند به نحو احسن ايفا نمايد و براي مقطعي بستگي به ميزان نفوذ آسيب از صحنه اجتماعي حاكم بر جامعه ترد خواهد شد.
1-مورد اول كه مي توان به عنوان يك آسيب اصلي قلمداد نمود بر مي گردد به نوع و شيوه دفاع و حمايت طرفداران و حاميان آن جريان كه در اين خصوص جريانات سياسي كه در مقاطع گوناگون در ايران حاكم بوده اند از اين آسيب ضرر و زيانهاي فراون برده اند.حامياني كه به صورت افراطي با در اختيار داشتن تريبون ها و ديگر ابزار تبليغاتي جريان مورد علاقه خود را تبليغ و به ديگران به هر طريق عرضه مي كنند و در اين ميان اخلاق و احكام اسلامي را رعايت نمي كنند و در اين رابطه ديگر تقواي الهي هم رنگ و بويي ندارد و به مواردي همچون دروغ-تخريب-تهمت-افشاي اصرار خصوصي-ورود به حوزه خصوصي و...روي مي آورند(كه شدت و سطح اين فساد اخلاقي متفاوت است)كه همگي بر مي گردد به نوع و ارتقاي بعدي از هوا و هوس اين گونه افراد كه خود را به دليل منافع در ظاهر پشتيبان مي پندارند.به بيان ديگر بعضي از اين قبيل افراد به دنبال ارتقا جايگاه خود هستند و تعداد ديگر كسب شهرت و هر نوع پرورش منيت ديگر.
2-آسيب ديگر كه باعث لطمه زدن جدي به جريان حاكم مي شود بر مي گردد به تفكر-گفتار و كردار شاخص تر شخصيت آن جريان كه در بحث انتخابي ما رياست جمهور محسوب مي گردد.
اگر اين شخصيت به هر طريقي با حاميان افراطي همراه شد ديگر بايد انتظار سقوط آن جريان را داشت(شبيه به جريانات گذشته اجتماعي-سياسي گذشته)اما اگر سر راه اين ياقيان فرهنگي و اخلاقي را بگيرد اميد است جريان متناوب باشد.در اين ميان به حقيقت جريان اصولگرايي كه در جايگاه رياست جمهوري جناب آقاي دكتر احمدي نژاد كنترل و هدايت مي شود ،خود اين شخصيت با اين روند بي اخلاقي و تحجر مدارانه موافق نبوده است و در گفتمان و روح حاكم بر كلام ايشان اخلاق مداري و آزاد انديشي ديني ديده مي شود.و هميشه نقدي كه ايشان به بعضي از افراد داخل كشور و دول خارجي دارند اين نكته وجود دارد كه مشكل اصلي جهان و بشريت عدم رعايت اخلاق و نهادينه نشدن دين داري و دين مداري است.
لذا پيشنهاد مي گردد به حاميان كه خود را دلسوز جريان اصولگرايي مي پندارند و از سوي ديگر با رويه تيشه به ريشه اين جريان مي زنند به جد شخصيت احمدي نژاد را بيشتر ارزيابي و بررسي نمايند شايد كه انشاالله بتوانند با صداقت و حداكثر كارايي تا آخر با قافله اصولگرايي همراه باشند نه اين كه از همراهي ترد و جامانده گردند.
...........................................................................................................................
نوشته شده توسط دوست خوبم روح الله ذاکرین
.......................................................................................................................
یا حق اللهم عجل لولیک الفرج
نخست وزیر دوران جنگ پس از ۲۰ سال سکوت در عرصه سیاسی کشور حضور خود را در صحنه انتخابات
ادای تکلیف،به خطر افتادن نظام و رعایت نکردن قواعد بازی از سوی احمدی نژاد اعلام کرد.که آنها را بررسی می کنیم
۱-ادای تکلیف:چهار سال پیش که محمد خاتمی دوران ۸ساله ریاست حمهوری خود را پشت سر گذاشته بود برخی از فعالین سیاسی به سراغ موسوی رفتند و از وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دعوت کردند اما وی وارد شدن به صحنه انتخابات را منوط به دو شرط اعلام می کند اولا تاسیس یک شبکه تلوزیونی که وابسته به دولت باشد ثانیا نیروی انتظامی زیر نظر مستقیم رئیس جمهور باشد.که این دودر صورت رای آوردن بر آورده شود پیش شرطهای موسوی می توان گفت خلاف قانون اساسی بود
از سوی دیگر نخست وزیر دوران امام در ۸ سال دولت اصلاحات که به راه خط امام،ائمه اطهار و ولایت فقیه توهین می شد سیاست سکوت را برگزید و احساس تکلیف نکرد!!! و امروز در نامه ای به خاتمی خود را دنباله رو راهی می داند که آقای خاتمی آغاز کرده است.
۲-به خطر افتادن نظام :میر حسین یکی دیگر از دلایل حضور در صحنه انتخابات را به خطر افتادن نظام دانسته به این معنا که وی حوادث کوی دانشگاه ۷۸،به تعلیق در آمدن فعالیتهای انرژی هسته ای ،نفوذ سکولاریسم در بدنه اجرائی کشور ،خویشاوند سالاری ،تبعیض گرایی،توطئه برای بر اندازی نظام را در فاصله ۱۶ ساله دولت اصلاحات و سازندگی به خطر افتادن نظام نمی داند اما پیشرفت های اخیر ایران اسلامی در حوزه های مختلف ،احیاء گفتمان امام خمینی ،جلوگیری از تفکر سرمایه داری و سکولاری ،پرهیز از اشرافی گری در دولت،اعتقاد به همزمانی روند توسعه و عدالت ،تبدیل شدن ایران به کشوری قدرت مند در خاورمیانه،بهینه سازی مصرف سوخت و ...به خطر افتادن نظام اسلامی می داند!!!
۳- سومین دلیل میر حسین رعایت نکردن قواعد بازی از سوی احمدی نژادعنوان شد: در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم تنها کاندیدای که هیچ کدام از احزاب سیاسی از او حمایت نکردند احمدی نژاد بود وی مسئولین ستاد های تبلیغاتی خود را در استانها نیز از مردم انتخاب کرد و این ستاد ها کاملا مردمی اداره می شد.با ورود احمدی نژاد به نهاد ریاست حمهوری هر کدام از احزاب برای گرفتن سهم خود از دولت جلو آمدند تا حداقل بتوانند یک وزیر در دولت داشته باشند .اما بر خلاف دولتهای گذشته رئیس جمهور سعی کرد وزرایی انتخاب کند که وابستگی به هیچ حزب و گروهی نداشته باشند .از سوی دیگر برخی احزاب که متوجه شدند رئیس دولت نهم کسی نیست وارد زدبند های سیاسی و حزب گرایی شود از همان روزهای آغاز به کار دولت نهم تخریب را در دستور کار خود قرار دادند .
احمدی نژاد قواعد بازی چپ و راست را که هر کدام به قدرت می رسید به دیگری نیز امتیازاتی می داد رعایت نکرد و این بزرگترین گناه احمدی نژاد از دید احزاب چپ،راست و میر حسین بود.
اما موسوی از همین ابتدای کار در پی این است که بتواند حامیان حزبی خود را افزایش دهد میر حسین توانست حزب مشارکت را حامی خود قرار دهد حزبی که در آن افرادی مانند عطریانفر و الهه کولایی هنوز به فکر تعلیق فعالیتهای هسته ای ایران هستند ! تا خوش خدمتی خود را به غرب نشان دهند.دیگر حامی حزبی موسوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است.این سازمان در سال ۸۲ از اهانت هاشم آعاجاری به ائمه اطهارحمایت کرد که در آن زمان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اطلاعیه که به امضا آیت ا... مشکینی رسید سازمان مجاهدین را به دلیل حمایت از هاشم آغاجاری نا مشروع خواند.
با این اوصاف حمایت های این دو حزب از موسوی وشعار های انتخاباتی او هیچ گونه سنخیتی با هم ندارد و دلایل ورود او به صحنه انتخابات کاملا غیر معقول به نظر می رسد.
یاحق اللهم عجل لولیک الفرج