تبليغاتX
مهراوه من - اصلاحات خطری جدی!
بسم الله الرحمن الرحیم

در نگاهی ساختاری و محتوایی به جریان اصلاح طلبی و در مورد اینکه چقدر اصلاحات در جوامع می تواند موثر واقع شود. و یا هر نوع اصلاحی درست است یا غلط باید برگشت و یک نگاه تاریخی به این جریان کرد.

 این جنبش در اولین قدم با اصلاحات در دین شروع شد.و بانی آن مارتین لوتر بود که مذهب پروتستان را به همین منظور در مسیحیت ایجاد کرد.او در عصر خود تفسیر جدیدی را از مسیحیت ارائه دادکه در مورد توانایی و دخالت دین در زندگی بشر ایجاد تردید نمود و عملا دین را در حکومت به انزوا کشاند..

اصلاح طلبی که ظاهرا تولدی رنسانسی دارد ماهییت انسان مداری به خود گرفت به طوریکه مارتین لوتر در همان زمان اعلام می کند که مو منین خود کشیش خود هستند یعنی هر فرد به تنهایی می تواند هر برداشتی که خود از احکام و قوانین الهی داشت اجرا کند.آرام آرام در غرب نگه داشتن دین در گوشه ای از خانه بصورت یک عرف درآمد  و عرفی اندیشی به عرفی گرائی تبدیل شد که این مقوله را سکولاریسم و رفرمیسم معرفی کردند. جدایی دین از فرهنگ ٬سیاست٬اقتصاد و...در این بین یکی دیگر از اصلاح طلبان غربی (ولتر) اصلاحات مورد نظر خویش را حاکمیت قوانین مدنی به قوانین کلیسا٬محدود ساختن قدرت روحانیان ٬کاهش مجازات توهین به مقدسات و...اعلام می کند.

جایگزینی انسان محوری به جای خدا محوری ٬ثمرات حرکتهای اصلاح طلبانه ای بود که اروپا را میدان فعالیت خود نمود.و حتی می بینیم امروز هم در بین دیگر جوامع نفوذ داشته است.در خاطرات سلطان عبد الحمید آخرین پادشاه قدرتمند عثمانی یکی از عوامل فروپاشی امپراطوری عثمانی را اصلاح طلبان وابسته به بیگانه معرفی می کند .در طول تاریخ هم هر جا نگاه و تفکر اصلاحات در دین وارد شد چیزی جز حاشیه رفتن و حذف دین و شریعت در پی نداشته است.

اما در کشور عزیزمان ایران اسلامی  زمانی که دولت اصلاحات بر سر کار آمد.عده ای که خود را از روشنفکران و تئوری پردازان اصلاحات می دانستند در جامعه و در رسانه های خود مقوله هایی مانند دمکراسی ٬حقوق بشر ٬رفراندوم ٬آزادی ٬جامعه مدنی برابری حقوق شهروندی را مطرح کردند که می توان یکی یکی این ها را به نقد کشاند.برای اینکه  بتوانند تفکرات خود را در جامعه القا کنند نیاز به این بود  که در ابتدای امر شبح ایجاد کنند.ماهنامه صبح در دی ماه ۱۳۷۷می نویسد(تفکر شیعی موجب انحطاط مملکت و مانعی برای دمکراسی است............حکومت دینی ٬اگر به نحو دمکراسی نباشد ٬اصلا  دینی نیست.)همچو افرادی که دم از نظام سیاسی غرب می زنند گویی نمی دانند که امروز متفکران غربی اعم از هانتینگتون  و برژنسکی همدیگر را به خاطر این نظام غلط محکوم و به چالش می کشند.

اما واژه دمکراسی به تنهایی ازامانیسم(انسان محوری)گرفته شده است در واقع این نوع نگاه را دارد که هر آنچه مردم درست پنداشتند بدون هیچ قید شرطی باید پذیرفته شود در یک کلام مشروعیت  باید به نفع مقبولیت کنار رود در حالی که این دو لازم ملزوم یک دیگرند.اما مردم سالاری دینی که مطرح می شود یک نوع نظام سیاسی اسلامی است که قانون در چهار چوب قوانین الهی بسته می شود.

مبحث جامعه مدنی را مطرح می کنند.که نوعی پشت سر گذاشتن جامعه دینی است همان حاکمیت قوانین مدنی به حاکمیت کلیسا که مطرح شد.

دم از قوانین حقوق بشر می زنند که ساخته و پرداخته ی امپریالیسم برای منفع خود در دنیا است و مشخص نیست از کدام بشر حمایت می کند ! از آن ۳۰۰میلیون بی خانمان قاره آمریکا ! یا از افرادی که روزانه بوسیله بمب افکنهای قدرت های بزرگ کشته می شوند ! یا از کودکان نوار غزه !  یا از تکه پارچه ای که دختران مسلمان اروپایی در محل تحصیل به سر می کنند. و به همین علت اخراج می شوند.!

 از تساوی زن و مرد در تمام امور می گویند.بدون توجه به تفاوتهای حقیقی و طبیعی که در نتیجه فجایع ای را که در قرون اخیر در سراسر کره ی زمین بویژه اروپا و آمریکا شاهد آن هستیم ببار می آورد.

مقوله ی کثرت گرائی به پیش می کشند در حالی که در کتب دینی ما حق و راه حق یکی معرفی شده است.

خواستار ترویج آزادی بی قید شرط می شوند در حالی که خود اسیر غرایز و امیال حیوانی هستند. و آزادی که با فساد شروع شود در هر قالبی محکوم است .بحث رابطه با آمریکا را مطرح می کنند وقتی می دانیم آنها دشمن قسم خورده ی اسلام و مسلمین هستند و آن را به عین در جامعه بین المللی می بینیم.

اخیرا هم از بزرگان دین و مکتب اسلام و چهره های ملی و سرشناس مایه می گذارند و آنها را اصلاح طلب معرفی می کنند اما آیا این بزرگان از اصول و شریعت کم گذاشتند و یا به نوعی آنها را مطابق با میل خود تفسیر کردند!؟

گروهی با ایجاد شبهات جلو می آیند مقدسات را زیر سئوال می برند (کاری که هاشم آغاجاری کرد)جدائی دین از تمام امور را در جامعه ترویج  می دهند جامعه را رو به سکولاریسم می برند و آخر عاقب سکولاریسم بی دینیست.

در زیر نمونه ای از ایجاد شبهات و تفکرات سکولاری در دولت اصلاحات را در رسانه های آنها می تواند دید

 حقوق بشر هم بر دین  مقدم است ٬هم بر قانون اساسی (هفته نامه آبان  شهریور۷۷)

دین نظام حکومتی ندارد و حکومتی کردن دین وایمان  دین مردم را پژمرده می کند(هفته نامه پیام هامون  اسفند ۷۷)

دین توان رویاروئی با تمدن جدید غربی را ندارد(ماهنامه ی کیان ش ۴۹ آذر ۷۸)

اگر تجدید نظر طلبان بتوانند از حریم روحانیت عبور کنند و از آن طریق ولایت فقیه را بر کشتی تردید سوار کنند٬بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته خواهد شد (نشریه پرتو سخن ش ۲۸)

اما روزنامه ایران ارگان رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی و منتسب به دولت در تیر ماه ۷۸ چنین می نویسد:(...دین خط و مرز قرمز منطقه ای حفاظت شده ممنوعه ندارد و به هر مسئولش می توان اعتراض کرد پیامبرش را می توان به سئوال  و  نقد کشید...)۲۴ تیرماه ۷۸

یا حق .                                                                                                         اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 11:9  توسط مجتبی ارغوان  |