
نخست وزیر دوران جنگ پس از ۲۰ سال سکوت در عرصه سیاسی کشور حضور خود را در صحنه انتخابات
ادای تکلیف،به خطر افتادن نظام و رعایت نکردن قواعد بازی از سوی احمدی نژاد اعلام کرد.که آنها را بررسی می کنیم
۱-ادای تکلیف:چهار سال پیش که محمد خاتمی دوران ۸ساله ریاست حمهوری خود را پشت سر گذاشته بود برخی از فعالین سیاسی به سراغ موسوی رفتند و از وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دعوت کردند اما وی وارد شدن به صحنه انتخابات را منوط به دو شرط اعلام می کند اولا تاسیس یک شبکه تلوزیونی که وابسته به دولت باشد ثانیا نیروی انتظامی زیر نظر مستقیم رئیس جمهور باشد.که این دودر صورت رای آوردن بر آورده شود پیش شرطهای موسوی می توان گفت خلاف قانون اساسی بود
از سوی دیگر نخست وزیر دوران امام در ۸ سال دولت اصلاحات که به راه خط امام،ائمه اطهار و ولایت فقیه توهین می شد سیاست سکوت را برگزید و احساس تکلیف نکرد!!! و امروز در نامه ای به خاتمی خود را دنباله رو راهی می داند که آقای خاتمی آغاز کرده است.
۲-به خطر افتادن نظام :میر حسین یکی دیگر از دلایل حضور در صحنه انتخابات را به خطر افتادن نظام دانسته به این معنا که وی حوادث کوی دانشگاه ۷۸،به تعلیق در آمدن فعالیتهای انرژی هسته ای ،نفوذ سکولاریسم در بدنه اجرائی کشور ،خویشاوند سالاری ،تبعیض گرایی،توطئه برای بر اندازی نظام را در فاصله ۱۶ ساله دولت اصلاحات و سازندگی به خطر افتادن نظام نمی داند اما پیشرفت های اخیر ایران اسلامی در حوزه های مختلف ،احیاء گفتمان امام خمینی ،جلوگیری از تفکر سرمایه داری و سکولاری ،پرهیز از اشرافی گری در دولت،اعتقاد به همزمانی روند توسعه و عدالت ،تبدیل شدن ایران به کشوری قدرت مند در خاورمیانه،بهینه سازی مصرف سوخت و ...به خطر افتادن نظام اسلامی می داند!!!
۳- سومین دلیل میر حسین رعایت نکردن قواعد بازی از سوی احمدی نژادعنوان شد: در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم تنها کاندیدای که هیچ کدام از احزاب سیاسی از او حمایت نکردند احمدی نژاد بود وی مسئولین ستاد های تبلیغاتی خود را در استانها نیز از مردم انتخاب کرد و این ستاد ها کاملا مردمی اداره می شد.با ورود احمدی نژاد به نهاد ریاست حمهوری هر کدام از احزاب برای گرفتن سهم خود از دولت جلو آمدند تا حداقل بتوانند یک وزیر در دولت داشته باشند .اما بر خلاف دولتهای گذشته رئیس جمهور سعی کرد وزرایی انتخاب کند که وابستگی به هیچ حزب و گروهی نداشته باشند .از سوی دیگر برخی احزاب که متوجه شدند رئیس دولت نهم کسی نیست وارد زدبند های سیاسی و حزب گرایی شود از همان روزهای آغاز به کار دولت نهم تخریب را در دستور کار خود قرار دادند .
احمدی نژاد قواعد بازی چپ و راست را که هر کدام به قدرت می رسید به دیگری نیز امتیازاتی می داد رعایت نکرد و این بزرگترین گناه احمدی نژاد از دید احزاب چپ،راست و میر حسین بود.
اما موسوی از همین ابتدای کار در پی این است که بتواند حامیان حزبی خود را افزایش دهد میر حسین توانست حزب مشارکت را حامی خود قرار دهد حزبی که در آن افرادی مانند عطریانفر و الهه کولایی هنوز به فکر تعلیق فعالیتهای هسته ای ایران هستند ! تا خوش خدمتی خود را به غرب نشان دهند.دیگر حامی حزبی موسوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است.این سازمان در سال ۸۲ از اهانت هاشم آعاجاری به ائمه اطهارحمایت کرد که در آن زمان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اطلاعیه که به امضا آیت ا... مشکینی رسید سازمان مجاهدین را به دلیل حمایت از هاشم آغاجاری نا مشروع خواند.
با این اوصاف حمایت های این دو حزب از موسوی وشعار های انتخاباتی او هیچ گونه سنخیتی با هم ندارد و دلایل ورود او به صحنه انتخابات کاملا غیر معقول به نظر می رسد.
یاحق اللهم عجل لولیک الفرج